آقای شاملو

در شعرهای من دختری است از آیدای شما آینه تر

از تو اما شاعر تر نبودم

در پارک های این نیمکت

غروب های دلگیری است

و ظهرهای این آفتاب

حتی نمی تواند برایمان سیگاری بگیراند

 

آقای شاملو

شما  هم شبیه ما اینقدر خسته بودید؟

 

ما شاعر می شویم

و کارخانه ی دخانیات پولدار

این روزها سیگار را با دلیل عمیق تری می کشم

عمیق

به معنای دقایقی که در دود

خیره می مانند