اصلا همین سکوت...
نه به عنوان يك شعر
فقط يك نوشته...
اصلا همین سکوت
که جایش را با من عوض می کند
سیگاری می کشد
به شعرهایی فکر می کند که دوستشان داریم
می زند به سرش فریاد بزند
نمی زند
گاهی حتی به جای من
قدم می زند
خیابان را نگاه می کند
قدم می زند
بی آن که به هم شباهتی داشته باشیم
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 10:39 توسط رضا امیرزاده
|