این سواحل پیش ساخته
در معرض فروش
نقد و اقساط
و پشت ویترین
یک ناخدا که پشیمان از مرد
در اثنای صدای زن فروشنده که مخاطب است نگاهش را
ای بر سر تو همیشه دعوا
با عشوه شدی هووی حوا
تقصیرتو شد گناه کردی
ما را مثلا نگاه کردی...
به قساوت سلوک درویشی در آغوش فروشنده ای سنگ
و به روزه ی من که حرفم را خوردم
و فخیم تر از آن
به ساختار صدای زن فروشنده
مردنبود...
|
+| نوشته شده توسط
رضا امیرزاده در شنبه بیست و دوم دی 1386
|