خاکستر از خاکسترم می ریزد
بوی ققنوس می دهد
این سیگار!
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 21:16  توسط رضا امیرزاده
|
خاکستر از خاکسترم می ریزد
بوی ققنوس می دهد
این سیگار!
روزی دست خواهم برد
در جریانی از رگ هام
همان که به سوی برکه ای می رود
و انعکاس می دهد
لبخند ماه را
دلتنگم
آن قدر که می روم
جای پایت را از باغچه بردارم
بگذارم در گلدان
آبش دهم
آن قدر که...
گل که داد / بچینم
بگذارم لای کتاب
با همین شعر نگهش دارم برای تو
( تا تو برگردی)
فقط يك نوشته...
اصلا همین سکوت
که جایش را با من عوض می کند
سیگاری می کشد
به شعرهایی فکر می کند که دوستشان داریم
می زند به سرش فریاد بزند
نمی زند
گاهی حتی به جای من
قدم می زند
خیابان را نگاه می کند
قدم می زند
بی آن که به هم شباهتی داشته باشیم
در برف
رفته دو ردپا
تنها یکی بازگشته...